اساساً ما نه مکلفیم به مشهور شدن و نه گمنام ماندن.

این که بگوییم دوست داریم گمنام بمانیم غلط است. شاید نه به این اندازه که به شهرت علاقه داشته باشیم اما به هر حال توجه به فرع است و فراموش کردن اصل.

ما مکلفیم به ادای تکلیف. موظفیم به انجام وظیفه. مشهور و گمنام، ثروتمند و فقیر، آکادمیسین و بازاری یا هر دو قطبی دیگر صرفاً نشان دهنده ی وضعیت قسمتی از مسیر است و چیزیست که خدا در این مسیر برای ما معین می کند. به قول شاعر:


جام می و خون دل، هر یک به کسی دادند                در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود                 کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد


شهرت در بسیاری موارد می تواند رسیدن به هدف را تسهیل کند و در بسیاری دیگر از موارد خیر. مگر نه این که در این روز ها که مشکل آب در خوزستان 60 درجه ای بیداد می کند بسیاری از افراد با استفاده از شهرت و خوشنامی خود پرچمدار کمک به پیشبرد مراحل حل این بحران شدند؟

مگر نه این که گاه فردی به واسطه ی شهرتش می تواند جامعه را نسبت به دردی حساس کند که اگر او نباشد با هزینه ی گزاف می توان تأثیری مشابه گذاشت؟

البته شهرت آفت هایی هم دارد که همزمان درگیر آن ها هم هستیم. سلبریتی سالاری و سلبریتی زدگی از جمله ی آن هاست. منتهایِ مراتب مقصود من از طرح این مسئله اصلاً سلبریتی شدن نبود. مقصود من نکوهش انسان هاییست که دوری گزینیشان از شهرت به حدی مشهود است که اساساً کارهایی را که شاید فقط از دست خود آن ها بر میاید، به بهانه ی گمنام ماندن و تحریک نشدن شهوت قدرت و محبوبیتشان بر زمین می گذارند.

کار فقط در پس کپر های مناطق محروم، کنج حجره های بازار و امثال این ها نیست. اگرچه این ها هم جای خود را دارد. اما نقش چیزیست که خدا آن را پیش پای شما می گذارد و البته خدا بهتر از هر کس دیگر از استعدادها، توانایی ها و علایق ما و نیاز های جامعه آگاه است. نقش، لطفی است که خدا به ما می کند تا در راه او خدمت کنیم و این نقش ها در کنار هم باعث شکل گیری و تعالی جامعه ی الهی می شود. این منت خداست و اگر ما نتوانیم این بار را به دوش بکشیم خدا ابایی ندارد از این که آن را به فرد دیگری بدهد.

خلاصه ی مطلب اینکه هدف انجام وظیفه است و نعمات خداوند وسیله ی رسیدن به هدف. اینطور نشود که ما به سبب نگرانیمان از بابت سرکشی  (که البته خوب است اما حدی دارد) انجام وظیفه را خدایی ناکرده کنار بگذاریم.